على دوانى

54

سيد رضى مؤلف نهج البلاغه ( فارسى )

جلد كتاب پر ارج تأليف كرده است . او به علم حديث رغبتى وافر نشان مىداد . هنگامى كه حديث درس مىگفت از بس در مجلس درس او جمعيت مىشد شش نفر با فاصله ايستاده بودند تا سخنان او را براى شاگردان بازگو كنند . از سخنان اوست كه « هر كس علم حديث را فرا نگيرد ، شيرينى اسلام را درك نمىكند . » بسيارى از دانشمندان و ادبا به نامش كتابها تأليف كردند . ثعالبى كتاب ادبى معروف خود « يتيمة الدهر » و حسن بن محمد قمى « تاريخ قم » را كه از آثار گرانقدر شيعه بوده است ، و شيخ صدوق سرآمد محدثين شيعه با آن بزرگوارى و شخصيت نافذ دينى ، كتاب « عيون اخبار الرضا » را براى او تأليف كردند . شيخ صدوق فقيه و محدث عاليقدر و مرجع شيعه در گذشته سال 381 ه - نه به خاطر اين كه صاحب وزير با نفوذ عصر يا حتى دانشمند بوده است اقدام به آن كار كرده بود ، بلكه او را به ملاحظه خصال معنوى وارداتى كه به ائمه معصومين عليهم السلام داشته است ، بزرگ مىداشت . اين شعر صاحب در مدح حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام مشهور است كه مىگويد : انا و جميع من فوق التراب * فداء تراب نعل ابى تراب يعنى : من و همه آنها كه در روى زمين هستند ، فداى خاك كفش ابو تراب باد ! شيخ صدوق در ديباچه كتاب « عيون اخبار الرضا » مىنويسد : « دو قصيده از صاحب جليل كافى الكفات ابو القاسم اسماعيل بن عباد كه عرض سلام خود را به پيشگاه مقدس على بن موسى الرضا عليه السّلام اهدا كرده است ، به دست من افتاد . من هم اين كتاب را براى كتابخانه او كه اميد است به وجود وى پايدار باشد ، نوشتم . زيرا چيزى سراغ ندارم كه نزد وى از علوم اهل بيت عليهم السلام نفيس‌تر و بهتر باشد . چون او به رشته محكم ولايت آنها چنگ زده ، و به دوستى آنها دل بسته ، و اطاعت آنان را فرض شمرده ، و عقيده به امامت آنها و احترام و احسان نسبت به اولاد و پيروان ايشان دارد . . . » او نخستين كسى است كه ملقب به « صاحب » شد . زيرا دوست و مصاحب ابو الفضل بن عميد « 1 » بود ، به طورى كه به وى « صاحب » مىگفتند ، و بعد كه خود وزير شد اين لقب براى او ماند . او نخست وزير مؤيد الدوله ديلمى پسر ركن الدوله بود ، و چون مؤيد الدوله در سال 373 در جرجان

--> ( 1 ) ابو الفضل محمد بن حسن بن عميد قمى ، وزير ركن الدوله و پسرش مؤيد الدولهء ديلمى بود ، و پس از آن كه در سال 360 ه - در بغداد درگذشت و پسرش ابو الفتح على به جاى او نشست ، و پس از او صاحب بن عباد به جاى وى به وزارت منصوب گشت . ابن عميد در فلسفه و بلاغت و نجوم و ادب توانا ، وزيرى انديشمند و مدبر و نويسنده‌اى چيره‌دست و هوشمند بود .